حبيب الله الهاشمي الخوئي

81

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

تكثر ( 1 ) في دهشك وتخبط في مرسك ( 2 ) تخبط العشواء في الليلة الحندس الظلماء فأعجب معاوية ما سمع من كلام ابن هاشم فأمر به إلى السّجن وكفّ عن قتله هذا ، ويأتي طرف آخر من بقيّة الوقعة في شرح بعض الكلمات الآتية إن ساعدنا التوفيق والمجال إنشاء اللَّه . الترجمة از جمله كلام آن حضرتست كه مىفرمود بأصحاب خود در بعض روزهاى جنك صفين اى جماعة مسلمان شعار خود گردانيد خوف وخشيهء كردگار را ، وپوشش اخذ نمائيد بجهة خود تمكين ووقار را ، وبنهيد دندانها را بر دندانها كه بدرستى اين برمىگرداند شمشيرها را از كاسه سر ، وكامل نمائيد زره را بساير آلتهاى جنك ، وحركت بدهيد شمشيرها را در غلافها پيش از كشيدن آنها ، وبنگريد بگوشهء چشم تنك خشمناك ، وبزنيد نيزه را بچپ وراست ، ودفع كنيد دشمن را بأطراف شمشيرها وبرسانيد شمشيرها را بدشمن با قدمها ، وبدانيد كه شما منظور نظر كردگاريد ، ودر خدمت پسر عم پيغمبر مختار مىباشيد . پس مكرّرا رجوع كنيد بر طرف أشرار ، وحيا نمائيد از گريز وفرار ، كه فرار موجب عار است در أولاد واعقاب ، وباعث آتش است در روز حساب ، وپاكيزه بشويد از حيثيت نفس در حالتي كه تجاوز كننده باشيد از نفسهاى زايله وفانيه خودتان وبرويد بسوى مرگ رفتن سهل وآسان ، لازم كنيد بر خود حمله آوردن بر سواد أعظم أهل عناد ، وبر چادر طناب دار معاويهء بد بنياد پس بزنيد ميان آن خيمه را از جهة اين كه شيطان پنهان است در جانب آن خيمه كه بتحقيق پيش آورده است آن شيطان بجهة برجستن دستى را ، وپس كشيده است از براي گريختن پائى را پس قصد نمائيد دشمن را قصد كردنى تا اين كه ظاهر

--> ( 1 ) اى تكثر الكلام في تحيرك وخوفك ( 2 ) المرسة الحبل والجمع المرس .